در یم عصمت، دُر نایاب، یا امّالبنین
محسن حافظیپسندیدن0
بازدید1.1K
در یم عصمت، دُر نایاب، یا امّالبنین
اسوهی زن، در همه آداب، یا امّالبنین
شد صدف دامان پاک تو، به دریای ولا
از برای چار دُر ناب، یا امّالبنین
در گلستان عفاف و عصمت و شرم و وقار
گلبن نور و گل شاداب، یا امّالبنین
بود عباس تو سقای حرم، امّا نخورد
با لب عطشان، کفی از آب، یا امّالبنین
شد ز هجر اختران تابناک کربلا
چهرهات آئینهی مهتاب، یا امّالبنین
از فراق لالههای باغ عشق و آرزو
در بقیع بودی ز غم بیتاب، یا امّالبنین
(حافظی) شد غرق در گرداب اندوه و ملال
وارهان او را از این گرداب، یا امّالبنین