در میان هلهله سوز و نوا گم میشود
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید1.1K
در میان هلهله سوز و نوا گم میشود زیر ضرب تازیانه نالهها گم میشود بس که بازی میکند زنجیرها با گردنم در گلویم گریههای بیصدا گم میشود در دل شب بارها آمد نمازم را شکست در میان قهقهه صوت دعا گم میشود چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم وقت سجده پیکرم زیر عبا گم میشود تازه فهمیدم چرا در وقت سیلی خوردنش راه مادر در میان کوچهها گم میشود بین تاریکی شب چون ضربه خوردم آگهم آه در سینه به ضرب بیهوا گم میشود لا به لای پنجههایش مشتی از موی سرم بین این تصویرها دیگر حیا گم میشود از یهودی ضربه خورده خوب میداند چرا گوشوارِ بچهها در کربلا گم میشود