در صف کرببلا جان جهان را کشتند
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1.6K
در صف کرببلا جان جهان را کشتند
سبب خلقت پیدا و نهان را کشتند
یک جهان اهرمن از کین به هواى زر و سیم
جمع گردیده، سلیمان زمان را کشتند
مردمى سفله و نامرد به دستور یزید
روح مردانگى و عدل و امان را کشتند
گردباد ستم انگیخته از هر طرفى
شمع پرتوفکن کون و مکان را کشتند
ره باطل بگزیدند و به نیرنگ و ستم
آن ز حق بیخبران، حقطلبان را کشتند
قامت پیر فلک خم شد از این داغ گران
که علىاکبر و عبّاس جوان را کشتند
آه از آن قوم مسلمان که پى خواهش نفس
پسر دختر پیغمبرشان را کشتند!
عالمى سوخت از این غم که در آغوش پدر
کودک تشنهی بیتاب و توان را کشتند
حرم محترمش را به اسارت بردند
بعد از آنی که همه پیر و جوان را کشتند
دلش آغشته به خون است «مؤیّد» زین غم
که به صحراى بلا، جان جهان را کشتند