در سینهام داغی نشسته روی داغی
سید محمدجواد شرافتپسندیدن0
بازدید1.1K
در سینهام داغی نشسته روی داغی
دارم به دل از لالههای داغ باغی
با رفتنت شادی هم از دلهای ما رفت
بعد از فراقت از غم دل کو فراغی؟
خورشید نیزه! ماه این ویران سرایی
در شام جز رویت نمیبینم چراغی
ای لاله من نیلوفرم، عمه بنفشه
دنیا ندیده مثل این ویرانه باغی
خاکستری که بر سرو رویت نشسته
داغی نشانده بر دلم آن هم چه داغی
بابا شما چیزی نپرس از گوشواره
من هم از انگشتر نمیگیرم سراغی