در جوانی غم تو پیر مناجاتم کرد
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید1.1K
در جوانی غم تو پیر مناجاتم کرد
مادرت فاطمه در سجده ملاقاتم کرد
دست دادم که کسی جز تو کرم ننماید
لیک دست کرمت قبلۀ حاجاتم کرد
تا لب تر شدۀ مشک لبم را بوسید
لب خشک تو گرفتار مکافاتم کرد
مهر زهرا کند آن کار که پیکان نکند
عاقبت آب زمین خوردۀ ساداتم کرد
علم و مشک من و دست جدا افتاده
دم شمشیر تو امروز چه خیراتم کرد
گریۀ شاه اگر بر رخ من شد شط رنج
گریۀ مشک من سوخته دل ماتم کرد