در این غروب غریبی ببین کواکب را
یوسف رحیمیپسندیدن0
بازدید80
در این غروب غریبی ببین کواکب را به روی نی سر زخمی نجم ثاقب را بخوان به لحن حروف مقطعه امشب حدیث غربت زینب، بخوان مصائب را بخوان «وَلِیکُمُ الله» را پناه حرم بگو حکایت این مردمان غاصب را برای تسلیت خاطر «ذَوِی القُربَی» ز تازیانۀ طعنه ببین مواهب را بخوان «لِیذهِبَ عَنکُم» شکوه غیرت من که دور سازی از این کاروان اجانب را مسیح خستۀ من ندبۀ أنا العطشان به خون نشانده دل بی قرار راهب را لب مقدس قرآن و خیزران بوسه! و «أم حَسِبتَ» بخوان این همه عجائب را بیا شبی به خرابه بیاوری با خود برای دخترکت لیلهُ الرغائب را هنوز بر لب تو بغض «أی مُنقَلبٍ» به انتظار نشسته غریب غائب را