دخترم، ارثیهی غربت مادر مال تو
امیر عظیمیپسندیدن0
بازدید35
دخترم، ارثیهی غربت مادر مال تو پر کشیدن مال من، این دو سه تا پر مال تو داغ من مال علی، داغ علی هم مال من حسنین و غم این دو تا برادر مال تو خطبه خونی، توی مسجد مدینه مال من خطبه خوندن، توی کوفه مثل حیدر مال تو خندهی همسایهها، تو راه کوچه مال من صدای هلهله و خندهی لشگر مال تو این سه تا کفن، واسه من و علی و مجتبا زینبم، پیرهن حسین بیسر مال تو قصهی میخ در و کشتن محسن مال من غصهی سه شعبه و حنجر اصغر مال تو بوسههای بیرمق؛ این دم آخر مال من بوسههای لب گودال برادر مال تو زخم بستر مال من، اشکای حیدر مال من یک هزار و چندتا زخمِ تنِ بیسر مال تو قتل و غارت مال تو، رخت اسارت مال تو دیدن بزم شراب و می و ساغر مال تو