دخترِ حیدر
حسین ایمانی(سحراشک)پسندیدن0
بازدید27
دخترِ حیدر خواهرِ ارباب روضهخونِ حرمه وارثِ مادرمه یه سایهسار از جنسِ مدینهَست که بر رویِ سرمه این بانویِ کرمه مثلِ مادرش مظلومه مظلومه آسمونی و مغمومه مغمومه دخترِ کوثره یاورِ خواهره بیبی جان /۳/ یا اُمِّکلثوم تو خیمهها بود وقتی که طفلی تو اوجِ قحطیِ آب چسبیده بود به رباب دستاشو بستن شبیهِ زینب دخترِ ابوتراب کجا و بزمِ شراب ؟! بچّهها کتک میخوردن میخوردن چند تا غنچه هم پژمردن پژمردن سیلی که خورد حرم گفته وای مادرم بیبی جان /۳/ یا اُمِّکلثوم یک سال و نیمه .... بود که پرستو پر زد و از خونه رفت فاطمه شبونه رفت حسنِ دلخون حسینِ گریون با اشکایِ گونه رفت فاطمه شبونه رفت بیمادری خیلی سخته واویلا اگه ببینی خون لخته .... واویلا رو درب و دیوار حالت میشه زار یا زهرا /۴/ sehreashk@