دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر
وحید محمدیپسندیدن0
بازدید1K
دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر
چشمهایم میزند باران نم نم بیشتر
تو جوادی و کرامت با تو معنا میشود
پس دخیل حاجت باب المرادم بیشتر
همسر نامهربان خیلی اذیت میکند
هرچه او نامهربانتر، شدت غم بیشتر
روی خاک حجره میپیچی به خود آقای من
نالههایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر
مادرت زهراست آقا، آمده بالا سرت
قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر
از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل میشود:
زهر هر چه تلختر، سوز جگر هم بیشتر
این عطش، این گریهها، این خندههای زهردار
شد بساط روضهات حالا فراهم بیشتر
یک طرف این نالهها، یک سو صدای هلهله
میکنم در روضهات یاد محرّم بیشتر