خیال کن که پر از زخم، پیکرت باشد
مهدی مقیمیپسندیدن0
بازدید7
خیال کن که پر از زخم، پیکرت باشد شکسته در غل و زنجیرها پرت باشد خیال کن هدف سنگهای کوفه و شام به روی نیزه سر دو برادرت باشد فقط تو باشی و هشتاد و چار ناموست و جملههای "حواست به معجرت باشد" خیال کن حرمت بیپناه مانده و بعد به روی نی سر سردار لشگرت باشد کنار عمهی سادات، یکطرف شمر و سنان و حرمله هم، سمت دیگرت باشد خیال کن که علی باشی و به مثل علی دو دست بسته کماکان مقدرت باشد خیال کن همهاینها که گفتهام هستند علاوه بر همه توهین به مادرت باشد یزید باشد و بزم شراب باشد و وای به تشت زر سر بابا برابرت باشد و بدتر از همه اینکه میان بزم شراب نگاه باشد و باشیّ و خواهرت باشد و باز از همه بدتر که مدت سیسال تمام آن جلوی دیدهی ترت باشد به اشک حضرت سجاد میخورم سوگند که دیده هر چه که گفتیم، باورت باشد