خسته دل از رنج هجرانیم، در را باز کن
حبیب الله چایچیان (حسان)پسندیدن0
بازدید1.3K
خسته دل از رنج هجرانیم، در را باز کن هر که هستیم از محبّانیم، در را باز کن لطف و احسان بر ضعیفان، عادت دیرین توست مستمند و بس پریشانیم، در را باز کن بارگاهت باب رحمت، کربلایت جنت است تا به کی در پشت در مانیم؟ در را باز کن زندگی دور از تو، زندان است ما را یا حسین سالها در کنج زندانیم، در را باز کن بسته شد این راه اگر، راه گنه مسدود نیست ما همه محتاج غفرانیم، در را باز کن بار سنگین گناهان، پشت ما را خرد کرد خسته دل، افتان و خیزانیم، در را باز کن جز حریم پاک تو، ما را نباشد ملجئی گرچه بس آلوده دامانیم، در را باز کن گر فراق تو، مجازات گنه کاری ماست حالیا دیگر پشیمانیم، در را باز کن ای که هستی همچو احمد «رحمهٌ للعالَمین» تا که سهم خویش بستانیم، در را باز کن ای طبیب دردمندان، ای پناه بی کسان بی کس و محتاج درمانیم، در را باز کن میزبان عالم امکان، تو هستی یا حسین راه را بگشا که مهمانیم، در را باز کن چون گدایان دیده بر درگاه تو دارد حسان مستحقِ جود و احسانیم، در را باز کن