خدایا پیکرم آتش گرفته
سید مجتبی شجاعپسندیدن0
بازدید1K
خدایا پیکرم آتش گرفته
دل غمپرورم آتش گرفته
شهادتنامه را با خون نوشتم
ولیکن دفترم آتش گرفته
خودم دیدم کنار قتلگاهم
که قلب مادرم آتش گرفته
خودم دیدم کنار نهر علقم
لب آب آورم آتش گرفته
خودم دیدم که از تیر سه شعبه
گلوی اصغرم آتش گرفته
خودم دیدم سکینه داد میزد
که عمه چادرم آتش گرفته
الا ای خواهرم زینب کجایی
لباس دخترم آتش گرفته
ز هرم نالۀ هل من معینم
صدایم، حنجرم آتش گرفته