خدا کند ز لبت یک سلام هم باشد
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید1.1K
خدا کند ز لبت یک سلام هم باشد
و سایهات به سرم مستدام هم باشد
بریز گیسوی خود را به شانههای نسیم
که خوشتر است که ماهم تمام هم باشد
کم است اینهمه دشنامهای طولانی
که کوچه کوچه نگاه حرام هم باشد
گذشتن از گذر تنگ کوچهها سخت است
و سخت تر که در آن ازدحام هم باشد
فقط نه اینکه پر از آشناست هر طرفم
کنیز خانهمان روی بام هم باشد
شب گذشته یتیمت به ضرب زجر آمد
بلور خورده ترک بی دوام هم باشد
چه حال میشوی آن لحظهای که تنهایی
اگر که با تو سنان هم کلام هم باشد
خدا کند سر طفلت نیفتد از نیزه
خدا کند که سرش تا به شام هم باشد
لباس کهنۀ خود را برایم آوردند
میان کوفه کمیاحترام هم باشد
دلم خوش است که با نیزۀ تو میآیم
اگرچه فاصلهام یک دو گام هم باشد