خبر پیچیده در عالم که درّ ناب میآید
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید100+
خبر پیچیده در عالم که درّ ناب میآید نگین پنجمِ آل کسا؛ ارباب میآید در آغوشش گرفته فاطمه، یکریز پیغمبر- برای بوسه بر لبهای او بیتاب میآید چه تمرین میکند فطرس طریقِ دست بوسی را مگر شب تا سحر در چشمهایش خواب میآید!! فقط مشتاق دیدار است و وعده داده بر بالَش که محض پر گشودن بهترین اسباب میآید خدا قنداقهاش را با حریرِ کهکشان بسته برای خواندنِ لالایی اش مهتاب میآید ملقّب شد به «ثاراللهْ»! قطعاً قبله و کعبه... برای دیدنش با مسجد و محراب میآید علی در سایهی گهواره اش «والشّمس» میخواند وَ سائل با رعایت کردنِ آداب میآید یقیناً می رود با دستهای پُر از این خانه کسی که بیریا، با قصدِ دقّ الباب میآید به یاد تشنگیهایش می آید اشک از چشمم میان روضه مادامی که حرف از آب میآید