خالی از هر گونه درد و غم برایش ساختم
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید600+
خالی از هر گونه درد و غم برایش ساختم دردها را کُشتم و مرهم برایش ساختم از کرامت هایشان عمریست هستم با خبر خوب و بدها را اگر دَرهم برایش ساختم گریه کردم گوشه دلگیرِ باب المجتبی سوختم؛ یک خیمه ماتم برایش ساختم در میانِ سجده هایم نذرِ زین العابدین مسجد و محرابی از خاتم برایش ساختم دور تا دور ضریح حضرت باقر فقط - - عالِمانی از همه عالَم برایش ساختم اشک را در روضه های حضرت صادق، شبی در نگاه زائران نم نم برایش ساختم آب سقّاخانه اش را ناب و جاری و زلال شعبه ای از چشمه زمزم برایش ساختم تا که مثل کربلا صاحب حرم باشد بقیع گنبد و گلدسته و پرچم برایش ساختم منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک