حمله به سرپناه گرفتارها چرا؟
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1.1K
حمله به سرپناه گرفتارها چرا؟ مانند دزد از سر ديوارها چرا؟ بىحرمتى اگر چه برايش جديد نيست داد و هَوار، حقّ محاسن سفيد نيست هيزم چرا؟ شبانه مكافات بس نبود؟ يك بار سوخت مادر سادات بس نبود؟ شيخِ نشسته بر سر سجاده را نبَر اين پا برهنه وَز نفس افتاده را نبَر جايى پياده شيخ اجل را نمىبرند با ناكسان بزرگ محل را نمى برند اين بردنش چه واقعهی درد آورىست اين پيرمرد كيست كه اين قدر مادرىست شكر خدا به گردنش عمّامه بسته نيست شكر خدا كه هيچ كجايش شكسته نيست هيچ اعتنا به ناله و آهش نمىشود رحمى به اشك كنج نگاهش نمىشود كذب است اينكه خواسته شورش به پا كند كو يار و ياورى كه قيامى بنا كند ؟ آوردهايد قصر كه قصد سرش كنيد ديگر به كى قسم بخورد باورش كنيد ؟ اى نانجيب بچّهی صديقه صادق است تُهمت به آل فاطمه مسبوق سابقه است يك روز هم به مادر او افترا زدند بُهتان زدند بهر فدك بىهوا زدند برخيز ديگر از روى تخت و سلام كن شمشير را غلاف كن و احترام كن پيغمبر آمده است براى حمايتش شيخ الائمّهاى كه نكردى رعايتش معلوم شد كه ناله و آهش دليل داشت اشكى كه بود كنج نگاهش دليل داشت هفتاد سال روضه براى كه داشته ؟ در مكتبش بناى عزاى كه داشته ؟ فرمود هر كه گريه كنِ شاه بىسر است با من -رئيس مذهب شيعه- برادر است در پيش سينه سوخته آتش نياوريد در روضه شيرخواره برايش نياوريد سنگ بناى حوزه و روضه نهاده است درسى بدون ذكر مصيبت نداده است بالاى منبرش ته گودال مى رود آن قدر گريه مىكند از حال مى رود تا كى بيان مسئله خون بر دلش كند ؟ احكام ذبح را نشده كاملش كند مذبوح را ز جمع بقيه سوا كنيد دور از نگاه جمع سرش را جدا كنيد چاقو كه تيز باشد اذيّت نمىشود سيراب نيز باشد اذيّت نمىشود