حرف از وصیتهای آخر میزنی بابا
محمد بختیاریپسندیدن0
بازدید300+
حرف از وصیتهای آخر میزنی بابا از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا این لحظهها یاد گذشته کرده ای انگار حرف از وصیتهای مادر میزنی بابا دل شوره داری، از نگاهت خوب می فهمم داری گریزی به غمِ در میزنی بابا زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست هر چند حرف از زخم بستر میزنی بابا یک روز میبینی مرا بین در و دیوار یک روز می آیی به من سر میزنی بابا گفتی که خیلی زود می آیم کنار تو پس لحظهها را می شمارد یادگار تو