جلوه کن در دل شب، صورت مهتاب بکش
محمد رسولیپسندیدن0
بازدید1.1K
جلوه کن در دل شب، صورت مهتاب بکش
خَم بینداز به ابرویت و محراب بکش
فکر ما نیز بکن، شانه مزن مویت را
عاشقان را به سر ِ دار ِ پُر از تاب بکش
مادرت گفت که تا آخر عمرت عبّاس!
منّت خادمی محضر ارباب بکش
دست در رود ببر؛ آب، روی آب بریز
باز سقّایی خود را به رخ آب بکش
بین بیداری و رؤیا، به سرِ انگشتت
قطرهای روی لب کودکِ در خواب بکش
تو نگفته همۀ حرف مرا میدانی
سحری پایِ مرا نیز به سرداب بکش