تیغ آمد همچو تاجی بر سر حیدر نشست
جواد کریم زادهپسندیدن0
بازدید59
تیغ آمد همچو تاجی بر سر حیدر نشست نغمهی فُزتُ چو بر لبهای حیدرنقش بست هاتفی در آسمان در مدحت حیدر سرود رستگار عالمینی پادشاه حق پرست همچو تو مولود کعبه، کشته ی محراب خون مادر گیتی نزائیده ست از روز الست بی ولایت جبرئیل و انبیا هم کافرند بی ولای تو خدا هم دل بر این خِلقت نبست هر که باشد مهر حیدر در دلش محبوب ماست آنکه دارد کین حیدر در دلش منفور و پست صاحب نهج البلاغه مرشد روح الامین حضرت قرآن ناطق در حقیقت حیدر ست مردم نادان نفهمیدند این حیدر که بود مردم دانا نمیدانند این حیدر که هست هم ید الله بود و هم دست خدا در آستین از ازل مردانه حیدر با خدایش داد دست ساقی کوثر علی مست از سبوی ذات حق ذات حق هم از می جام علی گردیده مست شیر حق، ممسوس ذات الله و مست کردگار "لا فتی الّا علی لا سَیف الّا ذوالفقار"