تیرگی سر زد از کرانهی صبح
علی گلچینپورپسندیدن0
بازدید100+
تیرگی سر زد از کرانهی صبح آتشی بین شاخسار افتاد در هیاهویِ دودهای سیاه عاقبت عشق بیقرار افتاد فتنههای جنودِ استکبار علتش نیست خارج از یک حال آخرِ لقمهی حرام این است غارت مال یا که بیت المال آتشی که به جانمان افتاد نیست قطعا ولی بدون سبب لقمههای حرام باعث شد روشنی گم شود میانهی شب آری آن جلوهای که میماند به یقین تا همیشه نورِ خداست این خطا زادهها نفهمیدند؟ راه ملت از اغتشاش جداست با صدایی بلند میگوییم کوریِ هر شرورِ شیطانی تا ابد پیرو شهیدانیم پیروِ سید خراسانی سالیانیست قلبِ این مردم در تکاپویِ نور و آینه است پیر ما رهبری غیور و صبور سیدی از دیارِ خامنه است گلِ ما را سرشته است خدا با کمی تربتِ امام حسین حاج قاسم به ما لقب داده لقبِ ملت امام حسین سالیانیست یاد عاشورا دیدهی بیقرار میبارد یادمان هست حرفِ آوینی هرکه شیعهست کربلا دارد