تو کریمی و منم نوکرِ دربارِ کریم
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید300+
تو کریمی و منم نوکرِ دربارِ کریم شک ندارم که حسین است علمدارِ کریم فاطمه مِهرِ تو را بر دلم انداخته است هر دلی نیست به وَاللّه سزاوارِ کریم یوسفِ حضرتِ کوثر پسرِ سرداری خالقت مشتریِ دائمِ بازارِ کریم گِرهیِ کورِ مرا باز کند این گریه گِره در کار ندیدهست گرفتارِ کریم هرکه دارد هوسِ کربوبلا بسمِاللّه میشود زائرِ ششگوشه عزادارِ کریم بیحرم نیست کسی که حرمَش سینهیِ ماست ندبه آباد کند بُقعهیِ آوارِ کریم