تو میروی و دل من دوباره میریزد
محمدعلی بیابانیپسندیدن0
بازدید1K
تو میروی و دل من دوباره میریزد
و خواهر تو به راهت شراره میریزد
خدا کند که بمیرم نبینمت تنها
غریبی تو به جانم شراره میریزد
مرو که بوسهای از زیر حنجرت چون آب
به روی آتش این غصه چاره میریزد
تو سیب سرخ بهشت خدایی و دارد
ز پیکر پر زخمت عصاره میریزد
مسیر آمدنت تا خیام خونین است
ز بسکه از زرهت خون، هماره میریزد
مرو که بعد تو تنها به جرم یک بوسه
عدو به روی سرم بی شماره میریزد
مرو که بعد تو از نیزهها و نعل ستور
به خاک، پیکر تو پاره پاره میریزد
پس از تو در پی طوفان دستهایی سرد
ز گوش دخترکان گوشواره میریزد
کسی که زینتی از خیمه عایدش نشود
به پشت خیمه سر شیرخواره میریزد