تو فقط دست به زانو مزنو گریه مکن
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید4.1K
تو فقط دست به زانو مزنو گریه مکن گیرم ای شاه کسی نیست خودم نوکرتو لحظهای فکر کنی پیرشدم مدیونی در سرم هست همان شوق علی اکبر تو من خودم یک تنه از کرببلا میبرمت چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو تو برایم نگرانی چه میآید سر من من برایت نگرانم چه می آید سرتو همه را بدرقه کردی و به میدان بردی می روی، هیچ کسی نیست به دور و برتو بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم نمی ارزد سر این کهنه شده پیکر تو وای از معجر من معجر من معجر من وای از حنجرتو حنجرتو حنجرتو سعی ام این است ببینم بدنت را، اما چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهرتو علی اکبر لطیفیان