تنها امام سامره تنها چه میكنی؟
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید400+
تنها امام سامره تنها چه میكنی؟ در كاروان سرای گداها چه میكنی؟ دارم برای رنگِ تنت گریه میكنم پایِ نفس نفس زدنت گریه میكنم باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟ یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟ باور كنیم شأن تو را رَد نكرده است؟ این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟ گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند روی سرِ تو از در و دیوار ریختند مردِ خدا كجا و این همه تحقیر وایِ من بزم شراب و آیهی تطهیر وایِ من هرچند بین ره بدنت را كشید و بُرد دستِ كسی به رویِ زن و بچهات نخورد باران نیزه، نیزه نصیب تنت نشد دست كسی مزاحم پیراهنت نشد این سینهات مكان نشست كسی نشد دیگر سر تو دست به دست كسی نشد