تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید300+
تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم بی سبب نیست در ایوانِ طلا می چرخیم ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم چه قَدَر ذکرِ علی در حرمت می چسبد ما در این خاک، خراسانِ نجف را دیدیم هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی بر سرِ سفرهی تو خوان نجف را دیدیم وقتِ نقاره شده از تو خبر می گویند ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می گویند