ترسم دمی که پرسش این ماجرا شود
صباحی بیدگلیپسندیدن0
بازدید1.4K
ترسم دمی که پرسش این ماجرا شود
دامان رحمت از کف مردم، رها شود
ترسم که در شفاعت امّت به روز حشر
خاموش از این گناه، لب انبیا شود
آه از دمی! که سرور لبتشنگان، حسین
سرگرم شِکوه با سر از تن جدا شود
فریاد از آن زمان! که ز بیداد کوفیان
هنگام دادخواهی «خیر النّسا» شود
باشد که را ز داور محشر، امید عفو؟
چون دادخواه، شافع روز جزا شود
مشکل که تر شود لبی از بحر مغفرت
گرنه شفیع، تشنهلب کربلا شود