تردید داشت بال شود یا که دستها
نغمه مستشار نظامیپسندیدن0
بازدید1K
تردید داشت بال شود یا که دستها
حالا که هیچکس به تو حالا که دستها
تردید داشت نور شود یا فرشته یا
تردید داشت که بالا که بالا که دستها
آمد نشست بر هیجان دو شانهاش
تا سطر سطر حادثهای را که دستها
تردید نه، نداشت که چشمانتظار بود
دیگر نمیشناخت سر از پا که دستها
تقدیم میشدند به فرزند ماهتاب
با شوق شکر گفت خدا را که دستها
آهسته گفت: مشک، علم، نیزه، تیر، اشک
مشک انتخاب شد که به دریا که دستها
پرواز میکنند چنانکه فرشتهها
راهی نمیبرند به آنجا که دستها
ای ماه کاروان عطش راه سرخ تو
تکثیر شد در آینۀ پاک دستها