تجلِّیِ رویِ پیمبر رسید
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید9
تجلِّیِ رویِ پیمبر رسید پلک نزن که خودِ حیدر رسید وارثِ شیرازهیِ کوثر رسید همقدمِ ساقیِ لشکر رسید ساغری از بادهیِ محشر رسید مژده بده که علیاکبر رسید جلوهیِ ختمالانبیا آمده سبطِ علیِ مرتضی آمده آئینهیِ آلِ عبا آمده صفایِ خانهیِ وفا آمده مؤذّنِ کربوبلا آمده گلِ حسین شبهِ پیمبر رسید میوهیِ دردانهیِ لیلاست این سلالهیِ حیدر و زهراست این فرمانروایِ دلِ طاهاست این آرامشِ اردویِ باباست این همقدم و همدمِ سقّاست این تفسیری از اَللّهُاکبر رسید اَللّهُاکبر به گلِ رویِ او رشتهیِ دل گِره به گیسویِ او قوّتِ مرتضی به بازویِ او فدایِ آن قامتِ دلجویِ او حسین شانه میزند مویِ او چشمهیِ نورِ چشمِ دلبر رسید پیمبرِ کربوبلا یاعلی گلپسرِ شاهِ وفا یاعلی گوشِ تو وُ امرِ خدا یاعلی نامِ تو ذکرِ اولیا یاعلی نگاه کن به حالِ ما یاعلی که صبر و تابِ دلِ ما سر رسید نا و نفس نیست نوایم بده تو قوّتی به این صدایم بده میانِ عاشقان تو جایم بده تذکرهیِ کربوبلایم بده حالِ خوشی به ندبههایم بده بگو که شامِ غم به آخر رسید