تا چشمم آقا خورد به گنبد تو
حسین رحمانیپسندیدن0
بازدید28
تا چشمم آقا خورد به گنبد تو به بغض خسته گریه ام حریف شد وا شد زبون الکنم کنارت غزل غزل ترانهها ردیف شد آره درسته دیدن ضریحت طلسم معصیت رو کرده نابود همیشه گفتمو همیشه میگم دلیل ببخشِشَم امام رضا بود تو مثل بارون به همه می باری ظرف دل وارونه مو توصاف کن این دل ترسیده رو با نگاهت مومن لاتحزن و لاتخاف کن تو اون زمان که اهل دنیا دارن از حرص دنیا خون دل می خورن زائرای تو خیلی آروم آقا تو چایخونت چایی هل می خورن با بازی بچه ها توی صحنت یه عارفی دعا میکرد با رندی برس بداد نوکرت که خیلی بازی دنیا رو گرفته جدی قیامتیه توی صحنت آقا هرکسی محضرت یه حالی داره انگار فقط تو هستی و همونه هرکی به نوعی یک سئوالی داره یکی با بچه تو بغل رسیده ... داره میگه خودت رضامو دادی من اومدم فقط برا تشکر چه زود جواب گریه هامو دادی دیدم یکی ، اومده بی قراره بریده از همه ، ولی نه از تو جواب شده از همه جای عالم دلش پره غمه ولی نه از تو دارو ندارشو فروخته یکجا ... که داروی عزیزشو بگیره با پول قرضی اومده زیارت تا که شفا مریضشو بگیره بعد سلام میگه امام رضا جان آقا ببخش درست سلام ندادم بچه م داره با سرطان می جنگه جان جوادت تو برس به دادم یه پیرمرد باصفا ، کشاورز دعا میخونه ، آی فدای لحنش کتاب ادعیه رو بال عرشه دستای پینه بسته میشه رحلش بعد سلام میگه امام رضا جان زحمت بچه هام شدم میدونی؟ با ویلچر اومدم زیارت امسال دردمو هم میدونی هم میتونی... اون یکی کارمنده و خیلی داره به این حرم ، به خادمات ارادت مرخصی هاشو نگهداشته که بتونه این روزا بیاد زیارت یکی زیارت اولیه از شوق گم شده تو شلوغیای صحنت یکی شبش روشنه ، شامو مهمون ... ... شده به سفرهی همیشه پهنت دوتا جوون شروع زندگیشون تو این حرم داره رقم می خوره شاهد عقدشون شما که باشید رو مشکلاتشون قلم می خوره یه شاعری اومده رزقشو از شعرای رو کتیبه ها بگیره نمیشه دعبلت ، ولی ، تو نگذار نونشو از غریبه ها بگیره خلاصه هر کی اومده میدونه خودت صداش زدی بیاد زیارت بنابراین جوابمونو دادی دیگه چه حاجت به بیان حاجت؟ بالا و پایین داره دنیا خیلی دل ماها گرمه به نیم نگاهت خمیده پشتم از غما رسیدم سبک شدم میون بارگاهت بینی و بینَ الله ، بهم خورده باز الّٰارضاکم ، مگه هست مسیری؟ جاهل پر گناه و رو سیاهم میشه دوباره دستمو بگیری ؟ حرم ، حرم ، خاطره ها دوباره دلم برا کربلا شد یه ذره چیزی ندارم تو بساطم آقا سرمایه م اشکمه همین دوقطره عجب ستاره های با شکوهی مشغوله طوف روی دلرباتن شهید سلیمانی و نصرالله و ریئسی ها خادم بارگاتن توو آخر الزمان که دنیا تیره است صحن و سرای تو یه پارچه نوره زیارت با معرفت یقیناً زمینه سازی واسهی ظهوره تو رو قسم به آبروی خوبا به اشک بچههای غزه امشب دعا بکن برا ظهور مهدی دیگه رسیده جون ماها برلب ... این شب و روزا بین زائراتون یقین که مهدی اومده زیارت اومده و رفته غریب از اینجا کشته منو گفتن این عبارت ابالحسن ، علی ، امام هشتم بوی نجف میاد از ایوون تو خدا میدونه اعتقادمه که نجف هم هستم آقا مهمون تو