تا بود آفتاب، غبار در تو بود
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
تا بود آفتاب، غبار در تو بود
ایجاد آن ز نور رخ انور تو بود
خواندم چو در مقام و جلالت حدیثها
دیدم هر آن چه بود، گدای در تو بود
آدم که گشت نزد خدا توبهاش قبول
بر حرمت تو و پدر و مادر تو بود
تاریخ را به همّت خود اختصاص داد
زینب که در قیام تو همسنگر تو بود
آن بانویی که دشمن حق را شکست داد
با تیر آه و تیغ زبان، خواهر تو بود
هفتاد تن کجا و سپاهی گران؟ ولی
پیروزی از تو شد که خدا یاور تو بود
آن کشتهی غریب که شد بعد کشتنش
پامال ده سواره تنش، پیکر تو بود
جان برخی تنت! که به معراج کربلا
اوّل سری که رفت به نیزه سر تو بود
هر جا سخن رود ز «مؤیّد» به محفلی
گویند دوستان که یکی نوکر تو بود