بی تو کارم گِره خورده کَس و کارم برگرد
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید35
بی تو کارم گِره خورده کَس و کارم برگرد گِلِه از این دلِ بیحوصله دارم برگرد تو قرارِ دلِ شیدایِ مَنی حالا که .... بیقرارت شدهام تاب و قرارم برگرد دلخوشیِ منی و دلخوشم آقا صورت .... رویِ خاکِ قدمِ یار گذارم برگرد باز هم تنگِ غروب است دلم میگیرد روزهایم شبِ تار است نگارم برگرد بیسبب نیست که بیحوصلهام این شبها یاس شد نقشِ زمین گفت بهارم برگرد مادری پشتِ در افتاد زمین آه کشید گفت ای فضّه برو بار ندارم برگرد همهیِ روضهیِ زهراست همین یک جمله بسته شد بازویِ مولا کَس و کارم برگرد