بگذارید کناربدنش گریه کنم
سید محمد جوادیپسندیدن0
بازدید74
بگذارید کناربدنش گریه کنم بگذارید به بیسرشدنش گریه کنم تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم بگذارید گلم را که فتاده است به خاک کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم