بگذار در آغوش تو آرام بگیرم
احمد علویپسندیدن0
بازدید1K
بگذار در آغوش تو آرام بگیرم
از روشنی چشم تو الهام بگیرم
آن قدر خراب می و پیمانه بمانم
تا مست خراباتی تو نام بگیرم
ای ساقی لب تشنه بیا مرحمتی کن
یکبار هم از دست خودت جام بگیرم
شوریدهام و شور تو افتاده به جانم
باید که به دستم دف و دمّام بگیرم
لبریز شدم با تو من از واژه و مضمون
حق دارم اگر یک شبه سرسام بگیرم
در شعر خراسانی و هندی و عراقی
بگذار که از همت تو وام بگیرم
در شعر، کسی کار به دیوانه ندارد
«ویران شود آن شهر که میخانه ندارد»