بهشت اهل ولا شد مدینه با زینب
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید36
بهشت اهل ولا شد مدینه با زینب پُر از سرور و صفا شد مدینه با زینب اگر دوباره بود گلشنی تماشائی چو گل شکفته و وا شد مدینه با زینب همین نه بیت ولایت از اوست نورانی کـه غرق نورِ خدا شد مدینه با زینب ز بس که گل به نثارش ز عرش افشاندند شکوفـه زار وفـا شد مدینه با زینب به خط نور نوشته است بر فلک جبریل که جلوه گاه خدا شد مدینه با زینب ز فیض جلوه ای از آفتاب شرم و عفاف محیط شرم و حیا شد مدینه با زینب حسین چون به روی زینبش تبسّم کرد ز بند غُصه رها شد مدینه با زینب به اشک و آه و مناجات فـاطمه سوگند حریم سبز دعا شد مدینه با زینب قسم به کعبه و زمزم به مروه و به صفا کـه قبلگاه ولا شد مدینه با زینب به سوی کعبهی توحید اگر که ره پوئی بیا که قبله نُما شد مدینه با زینب شبی که عزم سفر کرد او از این گلزار ملول و نوحه سرا شد مدینه با زینب همین که از سفر شام و کوفه او برگشت دوباره کرب و بلا شد مدینه با زینب سری بزن به مدینه «وفائی» و بنگر که باغ خاطرهها شد مدینه با زینب