به کربلاى تو یک کاروان دل آوردم
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
به کربلاى تو یک کاروان دل آوردم
امانتى که تو دادى به منزل آوردم
هزار بار به دریاى غم فرو رفتم
که چند درّ یتیمت به ساحل آوردم
کبوتران حرم را ز چنگ صیّادان
نجات داده و چون مرغ بسمل آوردم
به جز رقیّه که از پا فتاده پیش سرت
تمام اهل حرم را به منزل آوردم
شبى به محفل ویران ما سرت شد شمع
حدیثها من از آن شمع و محفل آوردم
گواه عشق خودم با تو اى حسین عزیز!
نشانهاى به سر از چوب محمل آوردم
به جرم آن که سرت را فراز نى کردند
ببین چه بر سر حکّام باطل آوردم
اگر به سلسله بستند بازوى ما را
حیات خصم تو را در سلاسل آوردم
نظر به جسم کبودم فکن که دریابى
تنى رها شده از چنگ قاتل آوردم