به نام نامیِ یزدان به ربِّ خالقِ قرآن
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید300+
به نام نامیِ یزدان به ربِّ خالقِ قرآن به بسمِ اللّهِ لبهایِ شهیدانِ همین میدان به این شبهایِ نورانی به این ایّامِ عرفانی به ایرانی که مثلِ دُر درخشیده در این دوران به ذکرِ حیدرِ کرّار در صفهایِ پیکار وُ .... به اشک و ناله و ذکرِ توسّلهایِ بیپایان به قلبی که میانِ این هیاهوهایِ دنیایی پر از آرامش است و نور و غرقِ جلوهیِ ایمان به مردان و زنان و کودکانی میخورم سوگند که دیدم خستگی را خسته کردند و رَجزهاشان .... خیابانهایِ ایرانِ مرا خطِّ مقدّم کرد وَ دنیا میگَزد انگشتِ حیرت با لب و دندان چه پایِ لانچرِ موشک چه دریاها چه صحراها چه در میدانِ رزم و چه خیابان میشود طوفان رگِ غیرت تورّم کرد و مردیها نمایان شد ندارد مرد و زن مردانگی در جنگ با شیطان همه پرچم به دوشیم و همه اهلِ خروشیم بده فرمان به گوشیم اِی ولیِ مطلقِ ایران به خونِ رهبری که ملّتی را میکند مبعوث به جانِ دلبری که مثلِ تیغی خطبهاش برّان پس از سیدعلی با امر سیّدمجتبی وَاللّه دوباره فتحِ خیبر میکند این شیر و کفتاران .... همه أَینَالمَفَر گویند و از میدان گریزانند تن طاغوت در تابوتهایی مانده سرگردان به فتّاح و به سجّیل و به خرمشهر و رستاخیز به موشکهایِ ایران میرسد این خیبرِ ویران گذشتند از تلآویو و ثباتِ بچّه کشورها بلرزد بعد از این کاخِ سفید و رستمِ دستان بگیرد انتقامِ خونِ فرزندانِ میناب وُ .... شهیدانی که از جانها گذر کردند و از پیمان .... گذر هرگز نکردند و به مولا اقتدا کردند طلوعِ روزِ رَجعت میرسند از راه با جانان شهادت میدهد آن روز کعبه که علی مولاست بهاری میشود حال و هوایِ شهرِ مظلومان دوشنبه روضههایِ هفتگی صحنِ حسن بهبه تمامِ گریهکنها را کریمی میکند مهمان صدایِ روضهخوان پر میکند گوشِ بقیعش را همین که حرف کوچه میشود اقایِ ما گریان سراغِ قبرِ آن ملعونِ بیمقدار میگیرد تقاصِ یاس را آنروز میگیرد پس از باران