به نامِ ذوالفقاری که غَضب را خاک کرده ست
ابراهیم زمانیپسندیدن0
بازدید28
به نامِ ذوالفقاری که غَضب را خاک کرده ست خلیلی که جهان را از هُبـل ها پـاک کرده ست فقط کعبـه برایِ او گریبــان چاک کرده ست حدیثِ چشمِ او را سُرمهی لـولاک کرده ست شجـاعت پیــشِ مولایم علـی معنـا نــدارد خـدا بالای دسـتِ او در ایـن دنیـا نـدارد چــرا که کعبـه را دورِ سـرِ او آفــریدنـد بــرای احـتــرامِ مـادر او آفــریدنـد و نامــوسِ خــدا را همسرِ او آفــریدنـد امــیـران را غُــلامِ قنبــرِ او آفـریدنـد و بی شک رویِ لبهایِ خدا هم " یا علی " هست علی حق بوده و حق هم همیشه با علی هست نــدارد دردِ دنیـا ، دردِ مـردم بــوده دردَش هــزاران مثلِ حاتـم مُستمنــدِ دورِ گــردَش ببنــدد رویِ پیشـانی اگــر سربنــدِ زردَش خــدا تکبیـر می گویـد به هنگــامِ نبردَش علی در هر نبردی جنگ را فرجام داده ست و تیغ اش کارِ عزرائیـل را انجام داده ست برای ضربه اش در جنگ او وسـواس دارد غَضب دارد ولیکـن بیشتر احسـاس دارد رحیم النّاس هست و او کریـم النّاس دارد و شاگـردی شبیــهِ حضـرتِ عبّــاس دارد علی دریایِ بی پایانِ صبر و کوهِ درد است رجزهایِ لـبِ عبّــاس هنگـامِ نبرد است اگر چه بخشش و جودِ علی بسیار بوده ست ولی در هـر نبــردی او یـلِ قهّـار بوده ست برایِ عدّه ای که قصدِشان انکــار بوده ست قسیم الجنّه گاهی هم قسیم النّـار بوده ست به خاطر دارد او مُحتاجِ در هــر خانــه ای را و حتّـی پیــرمــردِ کــورِ در ویـــرانــه ای را فقط شمشیر نه...در دستهایش بویِ نان داشت همیشه رویِ دوشَش بقچه ای از آسمـان داشت شــبیهِ کـوه امّا در دِلـش آتشفشـان داشت علی در چشم خار و در گلویش استخوان داشت فقط او می توانـد اینچنیـن مظلـوم باشـد خلیفـه باشد و در مَحکمِـه محکـوم باشـد فقط او می تواند کارِ چندان سـاده ای نیست شــبیـهِ او امیـرِ اینچنیـن افتــاده ای نیست برایش فتحِ خیبــر کارِ فوق العــاده ای نیست به جز زهرا برایش دلبـر و دلـداده ای نیست علی انگیـزه ی خلقِ زمیـن و آسِمـان اسـت علی زیباترین مضمـون برایِ شاعران اسـت