به عشق یا علی گفتن زبان در کام می چرخد
موسی علیمرادیپسندیدن0
بازدید15
به عشق یا علی گفتن زبان در کام می چرخد
که چرخ زندگی با بردن این نام می چرخد
صبا از پیچش زلفش شبیه گرد بادی رفت
پریشانیم اگر ،در شهر این پیغام می چرخد
هزاران دور می نوشم پیاله باز می خواهم
به دست ساقی کوثر اگر این جام میچرخد
فلک روز ازل یک جرعه از جام علی نوشید
چنان مست علی شد تا ابد مادام می چرخد
علی عالی اعلا ولی والی والا
که خون هم در رگم باگفتن این نام می چرخد
علی عشق است و ایمانم علی کفراست و آیینم
اگر مولا پرستم من ز حق بوداست تمکینم
سجودم زیر ایوان طلای مرتضی یعنی
زبند عقل برخیزم به بند عشق بنشینم
تمام خلقت عالم تجلی خانه مولاست
به هر سویی که می چرخم به جز حیدر نمی بینم
علی حق و علی حی و علی هو اعتقاد من
اگر کافر بگوییدم بگوییدم که من اینم
به سینه هر دو دستم را میان قبر بگذارید
خودش فرموده می آید درآن خانه به بالینم
به دوش یک سرانگشتش گرفته کار عالم را
که روزی می دهد با یک اشاره نسل آدم را
اراده گر که چشمانش کند بر ذره می بینیم
به جای مهر بنشاند به لطف خویش شبنم را
به تیغ ذوالفقار او نیازی نیست در هر جنگ
اگر حیدر بچرخاند به میدان ابروی خم را
چنین فاتح ندیده کس میان صحنه پیکار
به کف تیغ دو دم گیرد ببازد دشمنش دم را
بیا بنشین تماشا کن جلال تیغ حیدر را
که عزرا ییل هم خم میکند در محضرش سر ر ا
فقط کافی است چشمانش به سوی دشمنش چرخد
صف مژگان او می پاشد از هم خیل لشگر را
تماشاییست از بس که نبرد حیدر کرار
خدا هم میکشد سر تا ببیند جنگ حیدر را
شبیه رعد تیغی زد که دشمن هم نفهیده
که او کی زد؟ چه هنگامی دو نیمه کرد پیکر را؟
اگر نعره زند حیدر میان صحنه پیکار
به سرهر پهلوانی می کند از ترس معجر را
چنان دامانشان شد خیس ترسیدند در رفتند
نگیرد باد هم حتی فرارهای خیبر را