به دریا آشنا کن خاک خشک این طرفها را
حسنا محمدزادهپسندیدن0
بازدید1K
به دریا آشنا کن خاک خشک این طرفها را
پر از درّ وجودت کن دل سرد صدفها را
برو ای مرد، دریا چشم در راه است مشکت را
بیاور تا سکوت خیمههای بیرمق، شور و شعفها را
صدای گرگهای صف بهصف از دور میآید
برو آهوی صحرایی به هم آشوب صفها را
یتیمانی که تا دیروز فرزند علی بودند ...
همینهایند حتماً دیدهای این ناخلفها را
دو دستت را ببر با خود نگاه خستهات را هم
مهیّا کن برای تیر نامردان هدفها را
میان تیغها و نیزهها جشنی شده برپا
به گوش بادها پیچانده ضربآهنگ دفها را
همیشه رو به ساحل میبرند امواج سرگردان
برای دیدن لبهای بیتابت صدفها را