به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه
زکریا اخلاقیپسندیدن0
بازدید0
به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه به امید قدمت کون و مکان چشم به راه به تماشای تو، ای نور دل هستی، هست آسمان، کاهکشان کاهکشان چشم به راه رخ زیبای تو را یاسمن آیینه بدست قد رعنای تو را سرو جوان چشم به راه در شبستان شهود اشکفشان دوختهاند همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه دیدمش فرشی از ابریشم خون میگسترد در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه نازنینا! نفسی اسب تجلّی زین کن که زمین گوشبهزنگ است و زمان چشم به راه آفتابا! با دمی از ابر برون آ که بود بیتو منظومه امکان نگران چشم به راه