به انتظار تو چشمی به راه دارد باغ
جمشید عباسی شنبه بازاریپسندیدن0
بازدید1
به انتظار تو چشمی به راه دارد باغ روا مدار بمیرد، گناه دارد باغ اگرچه مدفن شور و شقایق و غزل است اگرچه دفتری از اشتباه دارد باغ فقط نه فاجعهی دستهای پاییزست همیشه قافلهای بیپناه دارد باغ درست مثل بهاران پیش موسمیام بگو هوای دلم را نگاه دارد باغ بیا که لحظه دلشورههای برزخی است به حجم عاطفه زخمی سیاه دارد باغ روا مدار که در انجماد گل بدمد بهار رفته به جدّت گناه دارد باغ