بمیرم من که پرت شکسته بود
امیر فرخندهپسندیدن0
بازدید50
بمیرم من که پرت شکسته بود نالههای اخرت شکسته بود ترکای پیکرت بهم میگفت که غرور پسرت شکسته بود به غمت غم بیتفاوت شده بود درد و ماتم بیتفاوت شده بود به اینی که یک زنو کتک زدن همه عالم بیتفاوت شده بود اونی که حرفای باباتو شنید غصه امروز و فرداتو شنید پشت در لگد میزد به در ولی صدای نفس زدن هاتو شنید باورم نمیشه میلرزه دلم از زمین پا میشی خانوم گلم دستتو بده بهم راه برو بمیرم خانوم بی تعادلم نری که رفیق نیمه راه نشی شبیه علی تو بی پناه نشی یه جوری لگد زدن به در تا که بیشتر از این دیگه پابه ماه نشی با غمت غم به دل خدا زدی مهر مظلومی مرتضی زدی واسه اینکه از خجالت نمیرم توی شعله فضه رو صدا زدی توی کوچمون بگو بخن(د) شده حسنت یه ریز به گریه بند شده بشکنه دستی که توی کوچه ها روی ناموس علی بُلَن(د) شده حسنت مادرو بی جون میبینه داره زیر دست و پا خون میبینه زینبت ، زینبتو دیگه نگم زینبت غصه فراوون میبینه بیپناهم که پناهه فاطمه شده عشق من گناهه فاطمه باید از مدینه جم کنیم بریم شده خونه قلتگاه فاطمه