بمان که روشنی دیدۀ ترم باشی
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید22
بمان که روشنی دیدۀ ترم باشی شبیه آیینهای در برابرم باشی هوای خیمۀ من بی نگاه تو سرد است بمان که مایۀ دل گرمی حرم باشی چه شد که از ته گودال سر در آوردی تو زینت سر دوش پیمبرم باشی در این شلوغی گودال تنگ، قول بده کمی مراقب پهلوی مادرم باشی تو در بلندترین نیزه منزلت کردی به این بهانه مگر سایۀ سرم باشی جواب خندۀ دشمن به خواهرت با کیست مگر تو قول ندادی برادرم باشی تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده بمان که روشنی دیدۀ ترم باشی