بلند آوازهی عالم..علیِ عالیِ اعلا
آرمان صائمیپسندیدن0
بازدید26
بلند آوازهی عالم..علیِ عالیِ اعلا تو آن بالاترینی که شده مبهوت تو طوبی خدا در وصف تو شعری سروده اینچنین آقا علی حق و علی حی و علی والاتر از والا برای ما همین یک نکته از تو منجلی باشد که تا بعد از قیامت هم فقط حق با علی باشد اگر جبریل در پیش قدومت سر خم آورده هزاران بار در منطق به پای تو کم آورده برای مدح تو جانا خود زهرا دم آورده شکسته بغضش انگاری که چاه زم زم آورده تو آن شاهی که در عالم ندارد هیچ مصداقی دلیل سر کشیدن ها…حدیث بزم عشاقی همین اندازه می دانم امام المتقین هستی مسیحایی..معمایی مراد العارفین هستی ز هرچه هست در خلقت از آن بالاترین هستی عجب تفسیر زیبایی..امیرالمومنین هستی تو قبل از خلقت آدم از این عالم گذر کردی به خاکش پا نهادی و به بنیانش نظر کردی همیشه سرکشیدم از می ات پیمانه پیمانه نمی دانم نجف داری تو آقا یا که میخانه؟ به انگور ضریحت هر که لب زد گشت دیوانه ز بسکه مست شد برگشت تا ایوان تو سلانه سلانه پیمبر وقت معراجش تو را دیده در آن بالا بلند آوازه ی عالم…علیِ عالیِ اعلا خدا خرج تو کرده خویش را تا حیدرش باشی به شکل تو درآمد تا حکیم منبرش باشی کلامت عین وحی است و کلام دیگرش باشی خدا فرمود تو آئینه ی پیغمبرش باشی “خدا خود را که مومن خواند منظورش همین باشد که میخواهد علی تنها امیرالمومنین باشد” سزاوار است جان ما به قربان نجف باشد چرا که کعبه هم دستش به دامان نجف باشد بهشت من به واللهِ بیابان نجف باشد همان جایی که تحت سلطه ی خانِ نجف باشد نَجاشی ها همه حیران نخلستان خرمایت که شاهی و خلاصه گشته در یک چاه دنیایت جگر داریِ تو در معرکه شد باعث حیرت ز خشم تو فراری شد ز میدان خصم بد سیرت خدا در عرش زد فریاد:ای جانم بر این هیبت بقیه پشت میدان و تو در میدان..بنازم بر تو با غیرت تمام دشت از خشم نگاهت معدن سر بود چنان کردی که لشکر گفت این طوفان محشر بود قلم بر صفحه می چرخد به نامت،ساقی کوثر نخوردم غبطه هرگز جز به حال نوکرت،قنبر که وقف تو نموده خویش را یک عمر سر تا سر چه بختی و چه اقبالی…غلام حضرت حیدر… نوشتم کور بادا چشم هر کس با تو بد باشد که اسم رمز اولادت فقط حیدر مدد باشد به پایان آمد این شعر و حکایت همچنان باقی دلم مست است از وصفت…الا یا ایها الساقی نمانده هیچکس بی روزی از تو..بسکه رزاقی کریمی و کرم داری..در این ره صدر آفاقی بده خرجیِ مارا..ما به دستان تو دل بستیم علی جان رد مکن ما را…گدای خانه ات هستیم