«بلغَ العُلی» نوشتم «کشَفَ الدّجی» عیان شد
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید300+
«بلغَ العُلی» نوشتم «کشَفَ الدّجی» عیان شد چه سُرورها به پا شد، شعفِ خدا عیان شد به دلِ رسولش انداخت چه رحمتِ وسیعی که چنین پُر از مودّت شد و با وفا عیان شد خودِ دلبر است و سرور، شده حضرتِ پیمبر شده عالمی معطّر، گلِ أنبیا عیان شد پدرِ حدیثِ «لولاک» رسید و در حقیقت هدفِ «خلَقتُ الأفلاک» چه بیریا عیان شد چه تکان تکانی افتاد به پیکرِ مدائن خبرِ ولادتِ قبله و کعبه تا عیان شد تبِ آتشینِ آتشکده شد خفته و خاموش بتِ سجده کرده میگفت خدایِ ما عیان شد قمر از خودش به شرم آمد و شقّ القمری کرد شبِ اوّلی که نورِ رخِ مصطفی عیان شد