بعد از تو مادر خانه جور دیگری شد
حمید رمیپسندیدن0
بازدید9
بعد از تو مادر خانه جور دیگری شد رنگ تمام یاسها , نیلوفری شد از شرم پهلویت که زخم میخ برداشت دیوار خانه تا ابد خاکستری شد ای وای از آن شبهای خاموش مدینه روز فراقت , روز گریه آوری شد وقتی که رفتی زیر لب آهسته گفتم : ای وای , تازه اول بی مادری شد سی سال بعد از رفتنت با ضرب شمشیر فرق پدر بشکافت , او هم بستری شد مادر ببین با آل پیغمبر چه کردند سهم من از کرب و بلا, بی معجری شد آن کودکی که زینت دوش نبی بود در قتلگاه عشق , شاه بیسری شد