بسمالکریم من هو إحسانه قدیم
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
بسمالکریم من هو إحسانه قدیم
ما را نگار، کرد به میخانهاش مقیم
بوی لباس خونی ارباب میرسد
صوت حزین مادر سادات، بگذریم
من آمدم که با همۀ روسیاهیام
راهم دهید با همۀ پرگناهیام
اصلا خودت بگو که چه خاکی به سر کنم؟
یک روز اگر برانی و من را نخواهیام
اشکم چکید و سنگ دلم را لطیف کرد
نام حسین، شغل مرا هم شریف کرد
غفلتزده به ماه عزا آمدم ولی
زهرا رسید و کار مرا هم ردیف کرد
از سوی فاطمه که به سائل نظر شود
چشمش میان روضۀ ارباب، تر شود
عاشق اگر که گشنه بخوابد عجیب نیست
هیهات بیحسین، شب ما سحر شود
از خاک قتلگاه برایم بیاورید
در روضه اشک و آه برایم بیاورید
پرچم بیاورید، کتیبه بیاورید
پیراهن سیاه برایم بیاورید
من مات ماتم تو بمانم، مرا بس است
در راه محکم تو بمانم، مرا بس است
ثروت، مقام، شهرت دنیا نخواستم
در زیر پرچم تو بمانم مرا بس است
فریاد و بحث ماست فقط مکتب حسین
استاد درس ماست فقط زینب حسین
با لعن بر یزید فقط آب میخوریم
لبتشنه میشویم به یاد لب حسین
آقا اگر نبود شفیقی نداشتیم
سوی خدای خویش طریقی نداشتیم
«نعم الامیر» ما شده «نعم الرفیق» ما
آقا اگر نبود، رفیقی نداشتیم
بینام یار، نار گلستان نمیشود
بیکربلا بهشت که رضوان نمیشود
صد بار گفتهایم که ذکری برای ما
مثل حسین، موجب غفران نمیشود