بس که به دل دارم آرزوی ابوالفضل
فرخنده ساوجیپسندیدن0
بازدید1K
بس که به دل دارم آرزوی ابوالفضل
مرغ دلم شد اسیر موی ابوالفضل
جنّت و رضوان و حور و کوثر و غلمان
هست همه آیتی ز خوی ابوالفضل
نور دل حیدر است و شمع شهیدان
مظهر حقّ است نور روی ابوالفضل
شمس و قمر شد خجل ز نور جمالش
مشک ختن، شمّهای ز بوی ابوالفضل
جملۀ پیغمبران به روز قیامت
بهر شفاعت به جستجوی ابوالفضل
خالق اعظم، گناه خلق دو عالم
جمله ببخشد به ابروی ابوالفضل
جرم و گنه گر بُوَد ز کوه، فزونتر
عفو نماید به گفتگوی ابوالفضل
ای دل! اگر طالب جنان و بهشتی
خلد برین است خاک کوی ابوالفضل
این دل «فرخنده» همچو طایر قدسی[1]
بال زند متّصل به سوی ابوالفضل
[1]. نسخۀ مرجع: طایر قدس (با توجّه به وزن شعر تصحیح شد).