برداشت به نام علی اول قدمش را
احمد علویپسندیدن0
بازدید1K
برداشت به نام علی اول قدمش را
در چهره نهان کرد زوایای غمش را
امروز قسم خورده که با آب بیاید
از خاطر خود میبرد آیا قسمش را؟
راهی شد و با یک دل دریایی و آرام
برداشت بلافاصله مشک و علمش را
این جادۀ عشق است و پشیمان شدنی نیست
ماهی که خریدهست به جان پیچ و خمش را
«لب تشنگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب» کسی که حرمش را
لب تشنه و دلخسته و بیتاب ببیند
چون زنده کند خاطرۀ صبحدمش را
عالم شده یک عمر نمکگیر اباالفضل
انداخته تا سفرۀ جود و کرمش را
حیف است که بر خلق زمین حکم براند
در عرش برافراشته ساقی علمش را
من سخت خمارم، سر ساقی به سلامت
باید که ببخشد به من او بیش و کمش را
این شاعر دلخسته چه دارد بنویسد
باید به خودِ او بسپارد قلمش را
این با خود ساقیست که تصمیم بگیرد
تا پلۀ چندم ببرد محتشمش را
ساقی شده تا جام مرا پر کند از می
یا رب تو بگو دوری از آن میکده تا کی؟