بر کینههای کهنه ز حیدر اضافه شد
رضا رسولزادهپسندیدن0
بازدید1K
بر کینههای کهنه ز حیدر اضافه شد به بغضها ز فاتح خیبر اضافه شد تا گفت علی منم، نوۀ مرتضی علی، دیدم که چلهچله به لشکر اضافه شد هرکس که تیر و نیزه و شمشیر و سنگ داشت بر حلقۀ محاصره یکسر اضافه شد هِی تیغ و تیغ و تیغ، عجب جذر و مدی است! هِی زخم و زخم و زخم به پیکر اضافه شد وقتی که پهلویش هدفی راهدست شد بر داغ او مصیبت مادر اضافه شد یک نیزه آخر از بدن او جدا نشد عضوی جدید بر تن اکبر اضافه شد جز هلهله به گوش صدایی نمیرسید که نالههای زینب مضطر اضافه شد